الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
20
الغدير ( فارسي )
و حافظ ، محمّد بن عبد اللَّه ( شرح حال او در ص 173 ج 1 ذكر شده ) ، در كتاب خود « فوايد » ( كه در مكتبهء حرم الهى « مكه » موجود است ) با بررسى در سند آورده از محمّد بن حرث از عبيد اللَّه بن موسى ، از ابى اسرائيل ملائى ، از حكم ، از ابى سليمان مؤذن ، از زيد كه : همانا على عليه السّلام از مردم با قيد سوگند سئوال كرد كه هر كس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيده كه فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه برخيزد و شهادت دهد ، شانزده تن برخاستند و به آن شهادت دادند ، و من در ميان آنها بودم ( 1 ) و اين روايت را ابن كثير در جلد 7 « البداية و النهاية » ص 346 از او حكايت نموده است . 8 - زيد بن يثيع ( شرح حال او در ص 117 ج 1 ذكر شده ) ، احمد بن حنبل در ج 1 « المسند » ص 118 آورده از على بن حكيم اودى ، از شريك ، از ابى اسحق ، از سعيد بن وهب و زيد بن يثيع كه آن دو گفتند : على عليه السّلام سوگند داد مردم را در رحبه و از آنها سئوال نمود كه هر كس گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در روز غدير خم شنيده برخيزد و گواهى دهد ، از قبل سعد شش تن و از قبل زيد شش تن برخاستند و گواهى دادند كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم شنيدند كه درباره على عليه السّلام فرمود : آيا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله باهل ايمان اولى ( سزاوارتر ) نيست ؟ گفتند : آرى . فرمود : اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و ابن كثير در جلد 5 « البداية و النهاية » ص 210 و گنجى شافعى در « كفاية الطالب »
--> ( 1 ) مراد از اينكه ميگويد : و من در ميان آنها بودم : اينست كه : او ( زيد ) در ميان مخاطبين مورد منا شده بوده ، نه از جملهء شهود : زيرا همانطور كه از قول خود او قبلا ذكر شد ، او از كسانى بود ، كه كتمان شهادت كردند و در نتيجه كتمان چشمش نابينا شد ، و بنابراين آنچه از او داير بروايت غدير رسيده بعد از دچار شدن بنفرين بوده و يا قبل از اينكه افكار مهلك در او پيدا شود ! ! .